«وله سویینکا» نویسنده و فعال سیاسی نیجریه

وله سوینکا نویسنده، شاعر، نمایشنامه نویس و فعال سیاسی اهل نیجریه است. وی در سال ۱۹۸۶ برنده جایزه نوبل ادبیات شد.

مصاحبه‌ای از این نویسنده در وبسایت رسمی جایزه نوبل منتشر شده است. ایرآفریقا بخش‌هایی از این مصاحبه انگلیسی را انتخاب کرده است که در ادامه به آن می‌پردازیم:

  1. بگذارید از ابتدا شروع کنیم، کجا به دنیا آمده‌اید؟ از زندگی‌تان در دوران کودکی بگوئید.
    من در خانواده‌ای مسیحی در کشور نیجریه به دنیا آمدم، یعنی در محیطی مذهبی بزرگ شده‌ام اما این محیط به گونه‌ای بود که هم با ادیان سنتی و هم با دین اسلام آشنایی دارم. شهری که در آن متولد شدم «آکه ابوکاتا» نام دارد. این شهر کوچک یک قلمرو پادشاهی است و نوع فرهنگ آن ترکیبی از فرهنگ سنتی و غربیست.
    پدرم معلم مدرسه بود، بنابراین من نه تنها از آموزش‌های غربی در مدرسه بلکه از آموزش‌های سنتی نیز بهره جسته‌ام.
  2. در آن زمان نیجریه مستعمره انگلستان بود. می‌توانید از جامعه آن دوران بیشتر برایمان بگوئید؟
    اول اینکه جامعه در آن زمان غرق در فرهنگ‌هایش بود. آن‌ فرهنگ‌ها هیچ‌گاه از بین نرفتند. مخالفان سیاسی زیادی در این کشور به دنیا آمده‌اند. پادشاهی اگبا که به نوعی شهر ابوکوتا را قلمرو خود قرار داده بود، یکی از آخرین بخش‌های نیجریه بود که به دست انگلیس‌ها افتاد و دلیل این اتفاق ساختار سنتی حکومت خود شهر بود.
  3. در برخی از نوشته‌هایتان اشاره شده زمانی که سن کمی داشتید مادرتان یکی از معترضان اصلی نسبت به مالیات سنگین آن دوران بوده است. آیا این اعتراض در روند زندگی سیاسی شما تأثیری داشته است؟
    قطعاً، من از کودکی با این حس بزرگ شدم که چه چیز عادلانه است و چه چیز نیست. مردم در آن زمان علیه مالیات سنگین شورش کردند، رهبری این اعتراضات بر عهده مادرم و خواهرش بود. در آن زمان کاملاً مسحور این شورش شده بودم. شک ندارم که در همین جریان اولین بارقه‌های فعالیت سیاسی در من زده شد.
  4. حوادث سیاسی زیادی در زندگی شما رخ داده است، برخی ساده‌تر و برخی بسیار ظالمانه و سخت، می‌توانید بخشی از آنها را برای ما تعریف کنید؟
    روند خروج استعمارگران انگلیسی از نیجریه خیلی سخت بود. دولت انگلستان قصد داشت پس از دوران استعمار نیز با روی کار آوردن دولت و افراد مطیع، کنترل نیجریه را به شکل غیر مستقیم در دست داشته باشد. انگلستان بیشتر به تفکرات فئودالی مایل بود. همین مسائل باعث شد که بسیاری از مردم و همین‌طور خود من بفهمیم اتمام دوران استعمارگری به معنای پایان مشکلات سیاسی نیجریه نیست. از این زمان به بعد من به عنوان یکی از فعالان سیاسی نیجریه شروع به نوشتن کردم، تئاترهای خیابانی راه انداختم، طنز سیاسی نوشتم و آنها را در فضاهای باز اجرا کردم تا مخاطب را با مشکلات سیاسی کشور بیشتر آشنا کنم.
  5. این کار را به عنوان وظیفه شهروندی انجام می‌دهید یا وظیفه نویسندگی؟
    بعضی مواقع نویسندگی و ادبیات قدرت درمان بیماری‌های جامعه را دارد، اما بعضی وقت‌ها نیز کافی نیست. درست است که نویسندگان سلاحی به نام ادبیات دارند و می‌توانند پیامشان را از این طریق به مردم برسانند اما به عنوان شهروند معمولی جامعه نیز وظایفی بر عهده دارند. منظورم این است که نویسنده می‌تواند هر زمان که بخواهد بنویسد ولی وقتی مردم را در خیابان‌ها می‌کشند دیگر نمی‌تواند سمت قلمش برود، او نیز ترجیح می‌دهد به دیگر شهروندان جامعه بپیوندد.
  6. شروع به نویسندگی برای شما کار ساده‌ای بود یا سخت؟ آیا نویسندگی در خونتان بود؟
    من نویسنده تنبلی هستم ولی خیلی نسبت به این موضوع حساسیت نشان نمی‌دهم. اگر نتوانم بنویسم خیلی خودم را اذیت نمی‌کنم و به دیگر کارهایم می‌پردازم. اجباری در نویسندگی ندارم ولی وقتی شروع به نوشتن مطلبی بکنم تا اتمام کار خیالم راحت نمی‌شود و شخصیت‌های نمایش‌نامه مدام در ذهنم هستند.
  7. در مورد تمام کردن آثارتان صحبت کردید، به نظر شما یک نمایش‌نامه تا زمانی که اجرا نشود تمام نشده است؟
    بله، تا زمانی که نمایش‌نامه بر روی صحنه اجرا نشود راضی نمی‌شوم. وقتی نمایش‌نامه‌ها اجرا می‌شوند من زنده می‌شوم و از کارگردانی نمایش نیز واقعاً لذت می‌برم.
  8. آیا شما اولین نویسنده آفریقایی هستید که جایزه نوبل دریافت کرده است؟
    بله من جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرده‌ام. آن زمان حتی فکرش را هم نمی‌کردم که این جایزه به من تعلق بگیرد. نویسندگان بزرگی نامزد شده بودند، نویسندگانی که من شخصاً آثارشان را دوست دارم، اما در این میان جایزه را به من دادند. من معتقدم که این جوایز مفیدند و در هر زمینه‌ای باشند افراد را تشویق می‌کنند تا استعدادهایشان را شکوفا و هنرهایشان را نمایان سازند.

 و سوال آخر، مردم تاریخ را فراموش می‌کنند، آیا نقش شما به عنوان یک نویسنده آگاه کردن مردم برای عدم تکرار تاریخ است؟
بله، اگر فرصتی پیش بیاید وظیفه خود می‌دانم که در این زمینه نیز به مردم کمک کنم. گاهی وقت‌ها از خودم می‌پرسم چرا ما اشتباهات گذشته را مدام تکرار می‌کنیم؟ این مسئله به معنی این است که مطالبی که نویسنده در کتاب‌هایش منتشر می‌کند در ذهن مردم نمی‌ماند بنابراین باید مدام مطالب را یادآوری کند تا مردم آگاه باشند.

پاسخ بدهید